عماد الدين حسن بن علي الطبري
123
مناقب الطاهرين ( فارسي )
خرما رسيد ، شاخههاى خرما از هر جانبى مىگفتند : السّلام عليك يا رسول اللّه . و هر يكى از آن مىگفت : خذ منّى . از آن مىگرفت و مىخورد . و چون به عجوه « 1 » رسيد ، عجوه سجدهء رسول كرد . رسول گفت : اللّهمّ بارك عليها و انفع بها . و از براى اين است كه گويند كه كمأه « 2 » از منّ « 3 » است و آب وى شفا و داروى چشم است و عجوه از بهشت است . « 4 » و همچنين رسول ( ص ) كفى از سنگريزههاى مسجد برگرفت ، جمله به دست وى تسبيح مىكردند . « 5 » معجزات رسول از سخن گفتن با بهائم : حكايت گرگ گذشت در فصل گذشته تا آن راعى با گلّه به مدينه آمد و به زاويهاى رفت از زواياى مسجد . رسول اللّه به مسجد رفت و بفرمود تا منادى كردند و مردم جمع شدند . به راعى گفت : خبر باز ده بدانچه ديدى . راعى گفت جملهء آنچه گرگ گفته بود . رسول ( ص ) گفت : و الّذى نفسى بيده ، لا تقوم السّاعة حتّى تكلّم السّباع النّاس . « 6 » على عليه السلام گويد كه : ابو الاشعث خزاعى در كنار گلّه بود كه گرگى در گلّه افتاد . يك بار و دو بار و سه بار براند ، چهارم كرّت گفت : اى گرگ ! چه سخت روى گرگى تو ! گرگ گفت : بل اصفق وجها منّى من
--> ( 1 ) - عجوه : گونهاى خرماى نيكو . ( 2 ) - كمأه : قارچ دنبلان . ( 3 ) - منّ همان است كه در بقره ( 2 ) / 57 آمده : « وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى » . البتّه در نسخهها « ترنگبين » آمده بود كه يكى از مصاديق منّ است و مناسب اين مقام نيست . ( 4 ) - الثاقب فى المناقب / 69 ، الخرائج و الجرائح 2 / 494 . ( 5 ) - الثاقب فى المناقب / 70 ، الخرائج و الجرائح 1 / 159 . ( 6 ) - الثاقب فى المناقب / 71 .